
آلمان همون حسی رو به آدم میده که همیشه تصور از اروپا در ذهنم ایجاد میکرد، حسی که این 3 در انگلیس خیلی کم پیش میومد داشته باشم.
خیابون های سنگفرش شده و باریک، شهری پر از کافه با میز و صندلی های توی خیابون، آدم های رنگی و شاد، موزیک زن های ساده گوشه و کنار به وفور، صدای ناقوس کلیسا بخصوص یکشنبه ها، ساختمون های قدیمی و تاریخی و پر هیبت..
حس اینکه با ویزای شینگن میتونی به کل اروپا بری هم خیلی موثره در اینکه حس راحتی و تعلق بیشتری کنی، به نظرم نژاد انگلیسی زیبا تر هستند و نژاد آلمانی خوش هیکل تر، آدم خیلی قد بلند این چند روز خیلی زیاد دیدم، به خصوص دیدن دوچرخه های بلند هم خیلی بیشتره از انگلیس و من همش یاد دوچرخه خودم میفتم که اگه اینجا بود بسی خنده دار میشد سوار شدن بهش کنار این عظیم الجثه ها!
یه چیز دیگه هم که به نظرم رسید( البته قبلا در هلند هم اینو بهش رسیده بودم) آزاد تر بودن جامعه هست، به نظرم انگلیس اخلاقی تر هست تا اینجا، تصاویر بسیار باز و راحت اینجا خیلی بیشتره، همین طور مغازه های فلان فروشی خیلی عادی و در ملا عام هستند در حالیکه من در این 3 سال در شهر خودمون اصلا ندیدم در خیابون اصلی چنین مغازه هایی باشه،
خلاصه دیدن این تفاوت هاست که معتقدم کرده خیلی خوب شد که تجربه های جدید وارد زندگی شدند.
من مونیخ رفتم ولی همیشه آلمان رو دوست داشتم و دارم.خیلی خیلی منظمه و قانون مند...دوچرخه سوارها رو دیدی؟..خیلی خوشم اومد همه سوار دوچرخه هستن..تجربه های مختلف به دست میاری و با فرهنگهاو آدمهای متفاوت روبرو میشی..
ReplyDeleteدر مورد انگلیسی ها هم بگم که من بین مردم اروپا بریتیش ها رو خیلی دوست دارم.مودب هستن و سیاستمدار..مهربونن...دوستشون دارم.
معصومه