Wednesday, 30 June 2010









خواهر که باشی اونم بزرگتر، دلتنگ که باشی اونم یه قاره دورتر، زود ازدواج کرده باشی و نبوده باشی هزار سال پیششون، میشی مثل من
که نزدیک 4 ساعت دیگه برادر کوچیکه( قل اول) کنکور داره، و تو این چند وقته طپش قلب گرفتی، قوی تر از این حرفا بودم، یعنی شاید فکر میکردم که هستم ولی الان پیچیده شدم تو یه هاله ای از شکنندگی..
جمعه هم تک خواهره ( قل دوم) کنکور داره، دلم میخواست بودم، براشون از تجربه های خودم میگفتم، قران به دست راهی امتحانشون میکردم، با مامان مینشستیم به دعا خوندن تا بیان، بعد با هم میرفتیم می گشتیم تا خستگی امتحانشون در بیاد، از این خوردنی های متفاوت براشون درست میکردم که همیشه مشتریش بودند..
نیستم، نبودم ،هیچ وقت حتی زمان هایی مثل الان که شاید بهم احتیاج دارند

به وضوح قلبم رو می بینم که داره تقلا میکنه
این متن رو در ساعت 3:50 دقیقه ی یک نیمه شب خنک تابستانی درتاریکی خاصی با صورتی خیس نوشتم، وقتی که حس میکردم دستم از همه ی دنیا بسته ست..
پ.ن: واقعا نیازمند دعا و انرژی مثبت های شما هستم دوستان خوبم

2 comments:

  1. kashki inja ham az een option facebook "Like, Dislike" dasht , click mikardam ke khili dost daram een neveshtehatoo.
    Negaran nabash doost mehraboon, gorbateh digeh v haminha adamo mohkam mikoneh. barashon( ton) behtarinha ro arezoo mikonam. Sephre azizo bebos. xxxxx

    ReplyDelete