Sunday, 9 May 2010

بالاخره نامه ای که این همههههه مدت منتظرش بودم رسید! بالاخره من تونستم 1 سال بورس تحصیلی رو بگیرم، خوشحالم زیاد، شاید مبلغش زیاد نیست و فقط شهریه ی 1 سال رو میپوشونه ولی برای خودم با معنا تر از این حرفاست، یه جورایی طلسم گرفتن بورس در این کشور رو شکست برام، اینکه حس کردم من هم میتونم و در این راه هر چند سخت میتونم و باید پتانسیل هام رو نشون بدم، شاید خودِ قدیمم رو بیشتر بهم نشون داد و کلا خوشحالم کرد زیاد.
این دو هفته ی اخیر هر روز تا مامور پست رو می دیدم تو کوچه سریع می پریدم دمِ در که ببینم آیا نامه ی دانشگاه اومد یا نه خلاصه شنبه رسید...

انقدر خوشحال شدم که دور خودم میچرخیدم تند تند، پسرک هم تعجب کرده بود حسابی

خوشحالم هر چند قدم کوچکیه ولی خوشحالم کرد زیاد

4 comments:

  1. تبريك ميگم خانومى. خيلى هم قدم بزرگيه توى يك كشور بيگانه با مشكلات خيلى زيادى (از جمله زبان براى بيان كردن خواسته ها) كه ما دروايل راه باهاش مواجهه هستيم. باز هم تبريك ميگم. شاپرك رو ببوس. به اميد طى كردن پله هاى ترقى براى تو

    ReplyDelete
  2. tabrik, tabrik v khili tabrik. First steps are the most difficult steps. Well done !xxx

    ReplyDelete
  3. Helen va Mitraye khubam merci az lotfe har do, doostetun daram

    ReplyDelete