
این چند روز که قضیه خاکسترهای آتشفشانی ایسلند اینجا اتفاق افتاده خیلی پیگیر اخبارم، بیش از حد دلم برای مسافرایی که تو فرودگاه ها سرگردانند میسوزه، به خصوص بچه دارهاشون، مریض دارهاشون، کسایی که باید به یه مراسم مهم میرسیدند،
دو شب پیش با یه خانومی مصاحبه میکرد که میگفت پسرم تومور مغزی داره و من باید هرچه زودتر ببرمش دکتر ولی تو فرودگاه زندانی شده بود
واقعا گاهی آدم دلش چنان برای کسانی که اصلا ندیده میسوزه بی حد، اون دوستم که که قرار بود برن ایران پروازشون هنوز کنسله و پروازی که از سمت ایران اومده هنوز تو فرانکفورته و نتونسته بیاد لندن و طفلکی هی چمدون باز میکنه و می بنده.
خدا کنه زودتر این بلاتکلیفی بی سابقه تموم بشه.
No comments:
Post a Comment