Tuesday, 22 May 2012

از صبح استرس رسیدن نامه رو داشتم، اومدم خونه سریع صندوق پست رو باز کردم دیدم رسیده، اون کلمه ی "آنفورچونتلی" رو که دیدم ناراحت شدم/ نشدم. یه حس خاصی بود، حس اینکه که کاش بورس رو گرفته بودم. حالا گیرم نوشته بین 223 نفر 8 نفر انتخاب شدن. چه فرقی به حال من می کنه. رو پله نشستم شاپرک تو کالسکه خواب بود، هوای بیرون 31 درجه و گرم و هوای توی راهروی خونه خیلی خنک بود. انقدر نشستم تا خوابش کامل بشه و هی فکر کردم به همه چیز.
دلم خواست کمک حالش میشدم تو این روزها. از ته دل دلم میخواست میتونستم کمک حالش باشم... حیف که نشد

No comments:

Post a Comment