بابا و پسر رفتن بیرون، من حال نداشتم برم، یعنی یه مدتیه زیاد به پر و پای هم میپیچیم، حوصله نداشتم لذت این هوا و چشم انداز و روز خوب رو خراب کنیم.
موهامو شونه زدم، گل سر زدم، یه بشقاب کیک دست پخت خودم رو که با نوتلا و پودر نارگیل درست کرده بودم خوردم، یه رژ آلبالویی از این جواد براق جینگیلی مستونا زدم، دارم پروپوزال مینوسم.
مگه خودم دل ندارم؟ یه بارم آدم به خاطر دل خودش برسه به خود، والله
در ضمن هی به این فکر میکنم که واقعا کِی قراره از این اپلای کردن و پروپوزال نوشتن خلاص بشیم..
موهامو شونه زدم، گل سر زدم، یه بشقاب کیک دست پخت خودم رو که با نوتلا و پودر نارگیل درست کرده بودم خوردم، یه رژ آلبالویی از این جواد براق جینگیلی مستونا زدم، دارم پروپوزال مینوسم.
مگه خودم دل ندارم؟ یه بارم آدم به خاطر دل خودش برسه به خود، والله
در ضمن هی به این فکر میکنم که واقعا کِی قراره از این اپلای کردن و پروپوزال نوشتن خلاص بشیم..
No comments:
Post a Comment