
امشب شب خاصیه، کلا این روزها همش خاصند هر روز به نوعی
یادم باشد امشب رو، این روزهای قبل از 4 شنبه 2 مارچ 2011 رو
یادم باشه صدای نفسش به فاصله ی یه متکا از من داره میاد و من حس میکنم به اندازه ی دو سال و 4 ماه خوب سیر و پر نیستم ازش، شاید اینا دلیلش اون 11 هفته ایه که زودتر از همه اومد تو بغلم، شاید اون هفته های از دست رفته انقدر حجمش بزرگه که اینجوریم کرده این نصف شبی..
یادم باشد یه لحظاتی رو تجربه کردم که حس نه یقین داشتم که تنهای تنهام، و این تنهایی داره خفه ام میکنه، قسم میخورم امشب تنهاترین دقایق همه ی عمرمه
ایران که بودم خانواده مثل کوه مطمئنی کنارم بودند، انگلیس دوست های خوبی پیدا کرده بودم که حداقل تلفنی یا حضوری امید اینو داشتم بشه براشون درددل کرد، حالا اینجا، توی یه شهر و کشور جدید رو تخت دراز کشیدم تو تاریکی و دارم له له میزنم که ایکاش یکی بود آرومم میکرد و حرفای آرامش بخش میزد که ای بابا بالاخره که باید بره مهد، تا همین جاشم با درس تو و همسر خوب اداره کردین نرفتن مهدش و باید اجتماعی بشه و دوست پیدا میکنه با اسباب بازی ها بازی میکنه و از این حرف های صد من یه غاز آرامش بخش خوب رو..
حالا من با یه بغض سفت و درد آور تو تاریکی دلم حرف های خوب میخواد و هیچچچچچچ کسی رو ندارم که برام بزنه، فقط منم و یه خونه ی خوب که به جای کپک بوی مهر میده و یه چشم انداز فوق العاده از آب و ستاره که از زیبایی نفسم رو به شماره میندازه و یه خروار فکر و فکر ...
اولن خوشحالم که تو کشور جدید جا افتادین.
ReplyDeleteدومن که داری میری دانشگاه درست رو ادامه بدی.
سومن که چسرت مردی شده و داره میره مهد و مطمئن باش اگه روز اول گریه کنه روز دوم تو باید گریه کنی که بابا بیا بریم خونه و اون باهات نمی یاد.
اینا حرفهای صدمن یه غاز نیست.حرفهای یه مادره که خودش این روزها رو تجربه کرده.
قوی باش و بهش روحیه بده و الکی براش زر زر نکن...این یه امره و نه خواهش.
فدای تو
معصومه
ghorbune duste az gol behtaram
ReplyDeletemamnun az harfaye khubet
miduni moshkel chie? inke hanuz farsi khub harf nemizane english aslan unvaght bayad bere mahd e Germany
kheiili sakhte kheiili na un chizi mifahme na ma...
حالا فردا که واست عین بلبل آلمانی حرف زد میبینی اونی که مشکل داره شمایید نه سپهر.
ReplyDeleteبرید آلمانی یاد بگیرید تا عقب نیافتادید...هاهاها
معصومه