Wednesday, 23 June 2010










کتاب سمفونی مردگان اثر عباس معروفی از انتشارات ققنوس رو میخونم، خیلی تعریفش رو شنیده بودم، معمولا قبل از خرید کتاب کلی میگردم ببینم چه کتاب هایی بیشتر توصیه شدند، جالب اینکه این کتاب معمولا تو اکثر لیست فیوریت ها بود.
ولی واقعا خیلی سعی کردم باهاش ارتباط برقرار کنم، چند باری همون صفحه های ابتدایی کنار گذاشتمش ولی باز رفتم سراغش، تقریبا از صفحه ی 122 به بعد بود که باهاش آشتی کردم، داستان شور بختی آدم های معمولیه، اینکه چقدر ممکنه اطافمون در نتیجه ی تصممیاتمون خلاقیت و آیدنه و امید آدم های پر پتانسیل کشته بشه به راحتی، نمیدونم، شاید پیوند برقرار کردن با وضعیت اسفناک ایران در این سال ها باعث شد کمی با این رمان ارتباط برقرار کنم، ولی انقدر فضای تیره و غم ناک و صد البته واقعی داره که گاهی قفسه ی سینه ام درد میگیره، عادت به نیمه کاره خواندن کتاب های درخواستیم ندارم وگرنه کنارش میذاشتم از بس غم و ظلم عریانی داره.


5 comments:

  1. mishe inja khosoosi gozasht?

    ReplyDelete
  2. manam doost daram een ketab ro bekhonam , vagti tamomesh kardi lotfan baram biaresh ( so cheecky !!) xxxx

    ReplyDelete
  3. چقدر دوست داشتم زندگی دوست داشتنی پست قبلت رو
    هرروزت شاد و پر از انرژیهای مثبت و لحظات قشنگ باشه دوست گلم

    آفتاب تابان
    www.theshinysun.blogfa.com

    ReplyDelete
  4. glamour e dust dashtani behet email zadam,

    mitra joon etefaghan ye baste ketab barat gozashtam kenar be zudi post mikonam, doostet daram ziad

    mamnun atrisa joon

    ReplyDelete
  5. merci Saideh joon, manam khili doostet daram. Zahmat nakesh v posteshoon nakon, montazeretoon inja hastim, xx

    ReplyDelete