گاهی لازمه یکی بیاد برات از داستان زندگی خودش بگه، از سختی های خودش، بعد هی تو به خودت نهیب بزنی که ببین تو فقط تنها نیستی و بودند کسانیکه مشکلات بزرگتر هم داشتند و جلو رفتند و غلبه کردند به سختی هاشون..
متاسفانه یا خوشبختانه در بین فامیل و دوستانم ( اگر از وبلاگستان فاکتور بگیرم) زندگی خودم از 3 سال پیش به این طرف شده مثالی از مقاومت و اراده و این حرفا، من اینو نمیخوام
من خسته شدم از فکر به گفتار درمانی، دکتر و تست و این مزخرفات
من دلم یه آرامش پایا میخواد
من دلم ..
یه ویدئو* دیدم از یه دختر کانادایی که بیمار بود ولی یه پدر بسیار مقاوم داشت که هیچ وقت گیو آپ نکرد و بالاخره دختره تونست یاد بگیره که حرفاشو بنویسه و تایپ کنه، وقتی میدیدمش دلم ریش بود، صورتم خیس خیس
باید مقاوم و استوارتر جلو برم، باید تلاشم رو بکن، بالاخره حرف میزنه، بالاخره یه روزی
حتی باید رو خودم کار کنم که بپذیرم که شاید شاید حرف هم نزنه، باید بپذیرم و راحت تر با شرایط کنار بیام
دیگه حس میکنم با این حرف نزدن پسر جان و با این کمر دیسکی من و این مرخصی از دانشگاه، کم کم دارم از آکواریم خوشبختی میام بیرون...
* http://www.facebook.com/video/video.php?v=10150093480795995&comments
متاسفانه یا خوشبختانه در بین فامیل و دوستانم ( اگر از وبلاگستان فاکتور بگیرم) زندگی خودم از 3 سال پیش به این طرف شده مثالی از مقاومت و اراده و این حرفا، من اینو نمیخوام
من خسته شدم از فکر به گفتار درمانی، دکتر و تست و این مزخرفات
من دلم یه آرامش پایا میخواد
من دلم ..
یه ویدئو* دیدم از یه دختر کانادایی که بیمار بود ولی یه پدر بسیار مقاوم داشت که هیچ وقت گیو آپ نکرد و بالاخره دختره تونست یاد بگیره که حرفاشو بنویسه و تایپ کنه، وقتی میدیدمش دلم ریش بود، صورتم خیس خیس
باید مقاوم و استوارتر جلو برم، باید تلاشم رو بکن، بالاخره حرف میزنه، بالاخره یه روزی
حتی باید رو خودم کار کنم که بپذیرم که شاید شاید حرف هم نزنه، باید بپذیرم و راحت تر با شرایط کنار بیام
دیگه حس میکنم با این حرف نزدن پسر جان و با این کمر دیسکی من و این مرخصی از دانشگاه، کم کم دارم از آکواریم خوشبختی میام بیرون...
* http://www.facebook.com/video/video.php?v=10150093480795995&comments
No comments:
Post a Comment