Sunday, 11 April 2010

دیشب از ساعت 9 تا 10 صدای گریه بی امان پسرک رو مغزم بود، شاید اون هم حق داشت چون داریم ساعت خوابش رو از 12 1 شب میاریم به 9 خب معلومه که مقاومت کنه.
ولی دیشب کاملا احساس استیصال کردم، از این همه حجم گریه ی بی امان و یه بند که با بالا آوردن همراه بود و گریه و گریه تا اینکه بالاخره با بغض خوابید

شب خوبی نبود

No comments:

Post a Comment