خنده دار ترین اتفاق میدونی چیه؟
می بینی چنان آفتاب داغ و خوبیه که میگی تنبلی رو بذارم کنار و برم بیرون یه هوایی بخورم، بچه رو زیر نور همین آفتاب داغ و خوب با دویدن دنبالش حاضر میکنی، شیر و نپی و لباس اضافه، لباس گرم و کفش و کلاه، خودت هم حاضر میشی و یه رژ لب و کت، همین که درو باز میکنی که بری بیرون می بینی چنان برف و بارونی میاد که مات میمونی از این همه تنوع آب و هوایی
دست از پا درازتر برمیگردی و میخندی به این هوای دیوانه ی دیوانه
می بینی چنان آفتاب داغ و خوبیه که میگی تنبلی رو بذارم کنار و برم بیرون یه هوایی بخورم، بچه رو زیر نور همین آفتاب داغ و خوب با دویدن دنبالش حاضر میکنی، شیر و نپی و لباس اضافه، لباس گرم و کفش و کلاه، خودت هم حاضر میشی و یه رژ لب و کت، همین که درو باز میکنی که بری بیرون می بینی چنان برف و بارونی میاد که مات میمونی از این همه تنوع آب و هوایی
دست از پا درازتر برمیگردی و میخندی به این هوای دیوانه ی دیوانه
دقیقا چنین اتفاقی دیروز برای من افتاد، ولی من به حال خودم خندیدم تا هوای دیوانه!
ReplyDelete:D
ReplyDelete